بی سرکـــــــــــربلا


********************


 

 

آخرين بروزرسانی

 

تاریخ :1393/06/06ساعت : 23:30:30

   آخرین پست بروز شده: اخبار وب سایت

بزودی پست : **************

-------------------------------------------------------------------------------------

 

از ارسال نظر های تبلیغاتی جدا خودداری فرمائید

در صورت مشاهده بلافاصله حذف خواهند شد

باتشکر

--------------------------------------------------------------------------------------

 

.این پست ثابت و قابل نظردهی نیست.

********************

این وبلاگ به صورت رسمی متعّلق به هیئت حضرت رقیه بنت الحسین میباشد

خواهشا همه پست های این ماه(شهریور ماه1393)را از دست ندهید مشاهده کنید....




دسته بندی : اخبار وب سایت , 
 

امام زین العابدین (علیه السلام) فرموده اند: هَلَک مَن لَیسَ لَه حَکیم یُرشِده؛ هر کس عالم و حکیمی نداشته باشد که او را ارشاد کند هلاک می شود. انسان باید در دو چیز استاد داشته باشد: یکی اخلاقیات و دیگری عُرفیات.

 

اخلاقیات طلبگی

 

اگر درس بخوانی و استاد اخلاق نداشته باشی، بر فرض، آیت الله هم بشوی، نَفس تو هم، آیت الله می شود، آن وقت بی چاره می شوی. همان طور که به دکتر می روی و دستور رژیم غذایی می گیری باید پیش استاد بروی و دستور اخلاق بگیری، باید نزد او بروی که باد کبر و غرور تو را خالی کند، فکر نکنی حالا که این کتاب ها را می خوانی به جایی رسیده ای و حتماً مورد تأیید امام زمان (عج) قرار گرفته ای.

حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری (ره) فرمودند: وقتی شخصی طلبه می شود مانند انگور است که بر اثر جوشاندن نجس می شود و راه پاک شدن آن، ثُلثان است. پس باید طلبه، استاد اخلاق بگیرد و خود را تزکیه کند زیرا علم و دانش و مدرک، آدمی را مغرور و متکبر می سازد و یک طلبه باید آن قدر تلاش کند و بجوشد تا دوسوم او یعنی صفات و اخلاق بد او بخار شود و از بین برود. اما مواظب باش گرفتار نااهل نشوی، گرفتار خودنمایی نشوی، اگر کسی پیدا شد که دلش می خواهد همه بفهمند آدم خوبی است، به او اعتماد نکن.

درس اخلاقی را که شما را بی حال کند، چُرتی کند، شل و وِل کند و درس اخلاقی که شما را از درس بیندازد، درس اخلاق نیست. این ها را کنار بگذار. مواظب باش تو را گول نزنند. ما اگر قدری خوب بشویم و نیتمان را درست کنیم استاد خوب هم گیرمان می آید. استاد اخلاق ما یکی حاج آقا حسین فاطمی (ره) بود که در قم، شب های جمعه به درس اخلاق ایشان می رفتیم. در آن زمان، قم، هفتصد ـ هشتصد طلبه بیشتر نداشت. ما هفتاد ـ هشتاد نفر بودیم که از ایشان استفاده می کردیم و یکی هم جمعه ها به درس اخلاق حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ره) می رفتیم. از جملاتی که از حضرت امام (ره) به یاد دارم این است که ایشان فرمودند: ما می توانیم با علم و اخلاق، انسان واقعی بشویم ولی حیوانات نمی توانند، پس باید در انسانیت بکوشیم.

 

 


راه غلبه بر نفس، محاسبه است. بعضی اولیای خدا یک دفتری همراه خود داشتند و هر کاری که می کردند می نوشتند، در آخر روز هم نشسته و حساب کارهای خود را می کردند که ما در این روز چه کردیم، چه مقدار اطاعت خداوند متعال را نمودیم، چه مقدار سرپیچی و نافرمانی کردیم.

امام موسی کاظم (علیه السلام) فرمودند: «لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ خَيْراً اسْتَزَادَ اللَّهَ مِنْهُ وَ حَمِدَ اللَّهَ عَلَيْهِ وَ إِنْ عَمِلَ شَرّاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَيْه» (بحار الأنوار، ج‏67 / 72) 
از ما نیست کسی که هر روز به حساب نفس خود نرسد؛پس اگر کار خوبی انجام داده بود خدا را شکر کند و از خدا بخواهد که آن کار را بیشتر و بهتر بتواند انجام دهد و اگر کار بدی انجام داده بود استغفار و توبه نماید.

حضرت رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمودند: « لَا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى يُحَاسِبَ نَفْسَهُ أَشَدَّ مِنْ مُحَاسَبَةِ الشَّرِيكِ شَرِيكَهُ وَ السَّيِّدِ عَبْده» (بحار الأنوار، ج‏67 / 72) 
انسان مؤمن نخواهد بود، تا این که به حساب نفسش برسد؛ شدیدتر از حسابرسی شریک با شریکش و مولی با بنده اش،

امام صادق (علیه السلام) نیز فرمودند: « الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّه »  (بحار الأنوار ج‏67 /25) (جامع الاخبار 518) قلب، حرم خداوند متعال است پس در حرم او غیر او را ساکن نکن.

گاهی هواپیما برای فرود آمدن به طرف فرودگاه می آید ولی به خلبان پیغام می دهند به علت شلوغ بودن و فرود هواپیماهای زیادی در فرودگاه، فعلاً فرود آمدن ممکن نیست. شب قدر هم، ملائکه بر قلب ما نازل می شوند، لکن جای خالی برای فرود آمدن پیدا نمی کنند (زیرا قلب ما پر از محبت دنیا، خانه، ماشین، پست و مقام ، پول و ثروت و حب معروفیت و مشهوریت و ... است) لذا بر می گردند.

قلب خودت را از غیر خدا خالی کن تا نور خدا و ملائکه خدا بر قلب تو نازل شود. شخصی به حضرت امیر مومنان علی (علیه السلام) عرض کرد شما چگونه به این مقام رسیدید؟ حضرت فرمودند: جلوی در خانه دل نشستم و غیر خدا را راه ندادم.

در کندوی زنبورها همیشه چند زنبور ایستاده اند و اگر اجنبی یا زنبوری که روی گل های بد بو نشسته بخواهد داخل شود، جلوی او را می گیرند و نمی گذارند داخل شود،ما هم باید از این زنبورها یاد بگیریم. شخصی نزد آیة اللّه العظمی اراکی (رحمة اللّه علیه) آمد و تقاضای موعظه کرد، آقا از او پرسیدند شغلت چیست؟ گفت: نجّار. آقا به او فرمودند: یک در هم برای خودت بساز و بگذار جلوی دِلَت!

ای یکدله و صد دله، دل یک دله کن

مهر دگران را ز دل خود یله کن

والسلام علیکم و رحمة الله

 



برچسب ها : درسهای اخلاق

جبهه كه بوديم توسل‌های ابراهيم بيشتر به حضرت صديقه طاهره (س) بود و هميشه روضه حضرت رو مي‌خواند. وقتي هم كه

مجروح شده بود و در بيمارستان نجميه تهران بستري بود هنگامی كه دوستاش به ملاقاتش میاومدن شروع به روضه خواندن

می‌کرد. مي‌گفت: " بعد از توكل به خدا، توسل به حضرات معصومين مخصوصاً حضرت زهرا (س) كار سازه". زماني هم كه

خبرنگار مجله پيام انقلاب با ابراهيم مصاحبه ‌كرد و پرسيد: "چگونه در عمليات فتح‌المبين پيروز شديد؟" ابراهيم جواب داد:"ما در

فتح‌المبين جنگ نكرديم ما راهپيمايي مي‌كرديم و فقط «يا زهرا (س)» مي‌گفتيم "

...ادامه مطلب




دسته بندی : شهدا , 
برچسب ها : شهید ابراهیم هادی

چرا وقتي گرفتار مي شويد به نماز پناه نمی برید؟

 هر وقت گرفتار شديد ، رفع گرفتاريتان را با روزه از خدا بخواهيد . معصوم(ع)مي فرمايد:"واستعينوا بالصبر و الصلاة".صبر يعني روزه و صلاة هم يعني نماز. با نماز و روزه دعا کنيد و از خدا حاجت بگيريد ؛ چرا وقتي گرفتار مي شويد نمي رويد در يک مسجد دو رکعت نماز بخوانيد، بعد دعا کنيد؟!

[ فرازی از فرمایشات آيت الله مجتهدي تهراني- ره]


بنده است یا آزاد ؟!

روزي حضرت كاظم عليه السلام از در خانه (بشر حافي ) در بغداد مي گذشت كه صداي ساز و آواز و رقص را از آن خانه شنيد . ناگاه كنيزي از آن خانه بيرون آمد و در دستش خاكروبه بود و بر كنار در خانه ريخت . امام فرمود : اي كنيز صاحب اين خانه آزاد است يا بنده ؟ عرض كرد : آزاد است . فرمود : راست گفتي اگر بنده بود از مولاي خود مي ترسيد . كنيز چون برگشت (بشر حافي ) بر سر سفره شراب بود و پرسيد : چرا دير آمدي ؟ كنيز جريان ملاقات را با امام نقل كرد . بشر حافي با پاي برهنه بيرون دويد و خدمت آن حضرت رسيد و عذر خواست و اظهار شرمندگي نمود و از كار خود توبه كرد .و ازآن روز به بعد بشر پا برهنه می گشت ، مردم می پرسیدند توچرا این گونه می گردی ؟ وبشر جواب داد: آخر من موقع دیدار یارم پا برهنه بودم این گونه می گردم تا همیشه به یاد آن روز باشم. جامع السعادات ، 2/235

[ منبع : جامع السعادات ، 2/235]



برچسب ها : بنده است یا آزاد

این غذا خوردن نداشت!

به خاطر دارم كه در معیت جناب شیخ جعفر مجتهدی –ره ، ناهار را میهمان یكی از دوستان بودیم. صاحب خانه بر خلاف قولی كه....



برچسب ها : شیخ جعفر مجتهدی

پپاداش یک درهم !

آقای قدس می گوید: روزی آقا (مرحوم آیت ا... بهجت ره) در رابطه با پاداش عمل صالح اگر چه اندک باشد، فرمود: یکی از علمای نجف روزی در مسیر راهش به فقیری یک درهم صدقه داد ( البته بیشتر ازآن نداشت ) شب در خواب دید او را به باغی مجلل و دارای قصری بسیار عالی و زیبا دعوت کرده اند که نظیر آن را کسی ندیده بود. پرسید این باغ و قصر از آن کیست؟ گفتند: ازآن شماست تعجب کرد که من در برابر این همه تشریفات، عملی انجام نداده ام. به او گفتند: تعجب کردی؟ گفت:آری. گفتند: تعجب نکن. این پاداش آن یک درهم شماست. که خالصانه و با حسن عمل انجام گرفته است. »

در محضر بهجت مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی بهجت قدس سره


خصال ایمان

من مواعظ النبي صلى الله عليه وآله وسلّم: ثلاثُ خِصالٍ مَن كُنَّ فيهِ استَكْمَلَ خِصالَ الإيمانِ : الّذي إذا رضِيَ لَم يُدخِلْهُ رِضاهُ في إثْمٍ و لا باطلٍ ، و إذا غَضِبَ لَم يُخرِجْهُ الغَضبُ مِن الحقِّ ، و إذا قَدَرَ لَم يَتَعاطَ ما لَيس لَهُ . (تحف العقول صحفه 43)

سه خصلت است كه هر كس دارا باشد، خصلتهاى ايمان را به كمال رسانده است: كسى كه چون راضى شود، رضايتش او را به گناه و باطل نكشاند و چون خشمگين شود، خشم، او را از حق به در نَبَرد و هرگاه قدرت يابد چيزى را كه از او نيست به زور نستاند. معناى روايت، اين نيست كه ايمان در اين سه خصلت منحصر است..ادامه مطلب



برچسب ها : درس اخلاق

وَ إنَّمَا تَنْتَقِلُونَ مِنْ دَارٍ إلَی‌ دَارٍ

علامه طباطبایی(ره) می فرمود : ما بزرگترین و مهم ترین کاری که در عالم داریم و هیچ کاری از اطوار و شؤون زندگی ما مهم تر از آن نیست، (آن است) که خودمان را درست بسازیم. کاری مهم تر از خود سازی نداریم. ما، ابد در پیش داریم. هستیم که هستیم: « وَ إنَّمَا تَنْتَقِلُونَ مِنْ دَارٍ إلَی‌ دَارٍ » (شما براي‌ معدوم‌ شدن‌ و نابود گشتن‌ آفريده‌ نشده‌ايد بلكه‌ براي‌ بقاء و ابديّت‌ بوجود آمديد؛ و اينست‌ و جز اين‌ نيست‌ كه‌ بواسطۀ مردن‌ از خانه‌اي‌ به‌ خانۀ دگري‌ كوچ‌ مي‌كنيد.)

[رمز موفقیت علامه طباطبایی، ص 144]


شما اگر جایی آتش باشه بنزین داخلش می ریزید ؟!

سوار تاکسی که شد از راننده خواست که نوارش را خاموش کند. راننده که جوان خوش چهره ای بود گفت: (بابا بی خیال! ما جوانیم، بزارید آزاد باشیم) محمود گفت : شما اگر جایی آتش باشه بنزین داخلش می ریزید؟! پسر جوان که از سوال تعجب کرده بود، گفت : «نه ! این طوری که آتش شعله ور می شه» محمود گفت: «خوب، شما جوانید و آتش شهوت درونتون شعله وره، دیگه نباید با این چیزا بیشترش کنید، ممکنه به جایی برسه که دیگه نتونید جلوش را بگیرید و دین و دنیاتون را از دست بدید !... »

خاطره ای از شهید محمود سعیدی نسب یکی از فرماندهان گردان حضرت ابوالفضل(ع) لشکر41 ثارالله وبلاگ قرآن بهار دلها




دسته بندی : مطالب خواندنی ,  شهدا , 
برچسب ها : خاطره شهدا

ماها اجيريم !

ماها اجيريم، مي فهمي اجير يعني چي؟ اجير به کسي گفته مي شود که مزد و پاداشش را قبلاً گرفته و الان جز اطاعت هيچ کاري نبايد بکند؛ ماها اجير امام زمانيم. مزد و پاداشمان، بودن در اين دوران و خدمت کردن به اين حکومت اسلامي است.

بخشی از سخنان آیت ا.. بهجت (ره)

 




دسته بندی : مطالب خواندنی , 
برچسب ها : ماها اجيريم

بطونُهُم آلِهَتُم!

حدیث داریم که در دوره آخرالزمان، «بطونُهُم آلِهَتُم»: شکم مردم، خدایشان می شود. فقط فکر و ذکرش این است که ناهار....ادامه مطلب




دسته بندی : مطالب خواندنی , 
برچسب ها : درس اخلاق حاج اقا مجتهدی

توجه!مراقبه!

در لحظات آخر عمر شریف علامه طباطبایى (قدس سره ) یکى از شاگردان خصوصى علامه مى گوید از ایشان پرسیدم چه کنم در نماز به یاد خدا باشم و حضور قلب داشته باشم ؟ براى شنیدن بیانات استاد، گوشم را نزدیک دهانش بردم ، چند بار فرمود: توجه ، مراقبه ، توجه ، مراقبه به یاد خدا باش و خدا را فراموش نکن.

[ جرعه هاى حیاتبخش ، ص 351 - 350 ]




دسته بندی : مطالب خواندنی , 
برچسب ها : علامه طباطبایى, قدس سره

توجه!مراقبه!

در لحظات آخر عمر شریف علامه طباطبایى (قدس سره ) یکى از شاگردان خصوصى علامه مى گوید از ایشان پرسیدم چه کنم در نماز به یاد خدا باشم و حضور قلب داشته باشم ؟ براى شنیدن بیانات استاد، گوشم را نزدیک دهانش بردم ، چند بار فرمود: توجه ، مراقبه ، توجه ، مراقبه به یاد خدا باش و خدا را فراموش نکن.

[ جرعه هاى حیاتبخش ، ص 351 - 350 ]




دسته بندی : مطالب خواندنی , 
برچسب ها : علامه طباطبایى, قدس سره

شیخنا در فکر خود باش!

ملّا محمدتقی مجلسی می گوید: شش ماه قبل از مرگ شیخ بهایی، به همراه او برای زیارت قبر بابا ركن الدین به قبرستان تخت فولاد رفتیم. در كنار قبر بودیم كه شیخ بهایی صدایی از قبر شنید كه: «شیخنا در فكر خود باش!» او به ما نگاه كرد و گفت این صدا را شنیدید؟ گفتیم: نه. شروع به گریه كرد و متوجّه مرگ و آخرت گردید. پس از اصرار زیادی كه به او كردیم تا ما را از آنچه شنیده است خبر دهد، فرمود: خبر شدم كه خود را برای مرگ آماده كنم. شش ماه پس از این خبر، ایشان فوت كرد و من به همراه پنجاه هزار نفر دیگر بر او نماز گذاردیم.

[ سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج 1، ص 114 ]

 




دسته بندی : مطالب خواندنی , 
برچسب ها : شیخ عباس قمی

جای قرآن روی زمین نیست

در یکی از دیدارهای فرماندهان با حضرت امام ره در دوران دفاع مقدس، شهید مجید بقایی که در ردیف اول روبه‌روی صندلی امام نشسته بود، قبل از آمدن امام، قرآن جیبی کوچکی درآورده بود و می‌خواند. با آمدن امام ، قرآن را روی زمین گذاشت و کاغذی از جیب درآورد تا حرف‌ها را بنویسد. دو سه جمله‌ای که از آغاز صحبت‌ها گذشت، نگاه امام برای چند ثانیه‌ای به نقطه‌ای خیره ماند. بعد صحبت را قطع کرد و خم شد و قرآن را از جلوی شهید بقایی برداشت و بوسید و تا آخر صحبت‌ها همان طور توی دستش نگه داشت. بعد از پایان صحبت‌ها پرسید: «این قرآن رو کی آورده بود؟» شهید بقایی گفت: « آوردم که امضا بفرمایید. » امام بعد از امضا گفت: «مواظب باش پسرم! جای قرآن روی زمین نیست! »

[ روایتی از سردار «محمدجعفر اسدی» فرمانده لشکر 33 المهدی(عج) ]




دسته بندی : مطالب خواندنی , 
برچسب ها : درس اخلاق امام خمینی